بابا صفرى

195

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

كشور بوده و بيشتر بزرگان و شاهزادگان قاجار قسمت اعظمى از عمر خود را در آن دژ گذرانيده‌اند و برخى چشمها و عده‌اى حتى جان خود را در آن از دست داده‌اند . قلعهء اردبيل قبل از قاجار نيز وجود داشت و بنام ارك خوانده ميشد و حتى آغا محمد خان قاجار وقتى براى اولين بار بدين شهر آمد در آن ارك منزل كرد . ارك اردبيل در آن تاريخ بسيار كهنه و قديمى بود و در كنار رودخانهء بالخلو قرار داشت برج و باروى آن نيز با توجه بسلاحها و تاكتيكهاى جنگى قديم ساخته شده بود . از اينرو وقتى افسران فرانسوى هيئت نظامى ژنرال گاردان ، در عهد فتحعليشاه ، باردبيل آمدند آن را با جنگهاى آن ايام ، كه سلاحهاى گرم جانشين شمشير و تيروكمان گشته بود ، متناسب نيافتند و در دورادور آن از خارج با روى محكمى با برجهاى مستحكم بوجود آوردند و علاوه بر خندقى كه قلعهء سابق داشت و در داخل ديوارهاى جديد قرار گرفته بود در خارج آن نيز خندق عميق و عريضى كندند و نهر آبى هم از محلهء « شاه باغى » بر آن مشرف ساختند . براى رفت‌وآمد دو در بزرگ و محكم در وسط ضلع شمالى و جنوبى آن تعبيه كردند و بوسيلهء پل متحرك چوبى با آنطرف خندق ارتباط دادند . خندق را همواره پر از آب ميكردند و شبها نيز تخته پلها را بكنارى كشيده ساكنان دژ را در يك جزيرهء محكمى قرار ميدادند . بر بالاى برجها توپهاى بزرگى كار گذاشته و در ديوارها نيز « مزقل » ها و سوراخهائى براى تيراندازى سربازان بوجود آورده بودند . داخل قلعه از نقاط ديدنى اردبيل بود زيرا خود شهر كوچكى در پشت ديوار قطور و خندقهاى عميق آن بشمار ميآمد و اگر امروز باقى ميبود تماشاى حياطها ، خيابانهاى متعدد ، ميدانهاى مشق ، توپخانه ، محوطه سواره نظام و پياده نظام ، حمام ، مسجد ، محبس ، نانواخانه و بيوتات آن براى جهانگردان داخلى و خارجى و حتى نسلهاى آيندهء اين سامان جالب و قابل توجه مىنمود . ابراهيم بيك در سفرنامهء خود از اين قلعه تعريف كرده نوشته است « فردا بتماشاى نارين قلعه رفتيم . اين قلعه بسيار محكم است . هرچه تعريف كنم به جائى نخواهد رسيد . در دم دروازهء قلعه پيرمردى ايستاده بود گويا توپچى و قراول است .